ادب امروز
قیصر امین پور

لبخند تو خلاصه خوبیهاست            

لختی بخند خنده گل زیباست

پیشانیت تنفس یک صبح است        

صبحی که انتهای شب یلداست

در چشمت از حضور کبوترها           

 هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست

رنگین کمان عشق اهورایی            

از پشت شیشه دل تو پیداست

فریاد تو تلاطم یک طوفان                

آرامشت تلاوت یک دریاست

با ما بدون فاصله صحبت کن          

ای آن که ارتفاع تو دور از ماست

خسته‌ام از آرزوها، آرزوهای شعاری


شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری


لحظه‌های کاغذی را روز و شب تکرار کردن


خاطرات بایگانی، زندگیهای اداری


آفتاب زرد و غمگین، پله‌های رو به پایین


سقفهای سرد و سنگین، آسمانهای اجاری


با نگاهی سرشکسته، چشمهایی پینه‌بسته


خسته از درهای بسته، خسته از چشم‌انتظاری


صندلیهای خمیده، میزهای صف‌کشیده


خنده‌های لب پریده، گریه‌های اختیاری


عصر جدولهای خالی، پارکهای این حوالی


پرسه‌های بی‌خیالی، صندلیهای خماری


سرنوشت روزها را روی هم سنجاق کردم


شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری


عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها


خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری


روی میز خالی من، صفحه‌ی باز حوادث:


در ستون تسلیت‌ها نامی از ما یادگاری

 

نظر فراموش نشود...

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٦ - محمدکاظم محمدی

آثار استاد محمدحسین شهریار

سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن

بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. ازآثار شعرهای

 معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر

 بابایه سلام» (به معنی سلام بر حیدر بابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد. روز وفات این شاعر

 در ایران روز ملی شعر نام‌گذاری شده‌است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ         ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٦ - محمدکاظم محمدی

چند شعر از فریدون مشیری

                                                                         

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 ابر  بی
 باران

شب، غیر هلاک جان بیداران نیست.

گلبانگ سپیده بر سپیداران نیست.

در این همه ابر، قطره‌ای باران نیست؟

از هیچ طرف صدایی از یاران نیست؟

                                                            مشیری

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

عشق، هر جا رو کند آنجا خوش است.

گر به دریا افکند دریا خوش است.

گر بسوزاند در آتش، دلکش است.

ای خوشا آن دل، که در این آتش است.

تا ببینی عشق را آیینه‌وار

آتشی از جان خاموشت برآر!

 هر چه می‌خواهی، به دنیا در نگر

 دشمنی از خود نداری سخت‌تر!

 عشق پیروزت کند بر خویشتن

 عشق آتش می‌زند در ما و من.

 عشق را دریاب و خود را واگذار

 تا بیابی جان نو، خورشیدوار.

عشق هستی‌زا و روح‌افزا بود

هر چه فرمان می‌دهد زیبا بود.

                                                مشیری

 

 می توانید شعرها و متن های ادبی خودرا به به ما ایمیل  کنید تا پس از

  تایید با نام خود شما در این وبلاگ نمایش داده شود.


پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٦ - محمدکاظم محمدی

شعری از رضا علی اکبری

آمدی سبز کنی هیزم باورها را

به« قلم» ختم کنی شورش خنجرها را

گورها را همه گهواره کنی لا ...لا ... لا

و کرامت بدهی خلعت دختر ها را

تا به خورشید ، به رُستن برسانیشان سبز

آیه در آیه چکیدی تن بربرها را

ای که تکلیف من از سوره ی چشمت روشن

نام تو مثل چراغی شب معبر ها را ...

باز «تزویر» و زر و زور» جهان را پیمود

تا کجا آه کشم آه ، ابوذر ها را

غار ثور است جهان ، دشمن خونی درپی

بر سر ما بتکان لطف کبوترها را

«چشم فتنه» است که در آینه ها افتاده است

خواب برده است ولی جرات حیدر ها را

شتر ظلم در این بادیه می کوبد سم

کاش احضار کنی مالک اشتر ها را

گوشمان پر شده از آیت شیطانی ها

کاش جور دگری مسجد و منبر ها را

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می توانید شعرها و متن های ادبی خودرا به به ما ایمیل کنید تا پس از

 تایید با نام خود شما در این وبلاگ نمایش داده شود.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢ آذر ،۱۳۸٦ - محمدکاظم محمدی